خلاصه قسمت هجدهم سریال افسانه جومونگ
سوسونو با بامانگ ، فرمانده دزدها صحبت میکنه و میگه من حاضرم اون ضرری رو که به تو زدم جبران کنم، من دارم به گوسان میرم اونجا یه کوه نمکه اگه موفق بشیم همه ضرر تو رو میدم

سوسونو با بامانگ ، فرمانده دزدها صحبت میکنه و میگه من حاضرم اون ضرری رو که به تو زدم جبران کنم، من دارم به گوسان میرم اونجا یه کوه نمکه اگه موفق بشیم همه ضرر تو رو میدم

فراد بامانگ به سو حمله کردن و سو با کمک جومانگ روشون رو کم کرد، و یه جنازه هم میفته رو دستشون


اینم از خلاصه قسمت شانزدهم سریال افسانه جومونگ امیدوارم مورد پسندتون باشد
جومانگ پیشنهاد رفتن به گوسان رو با سوسونو مطرح میکنه و میگه اونجا یه عالمه نمک هست و به خاطر مسئله ای که فعلا کشور ما داره سود زیادی میبرین

خلاصه قسمت پانزدهم سریال افسانه جومونگ
اینم از خلاصه قسمت سریال افسانه جومونگ امیدوارم مورد پسندتتون واقع شده باشه
جومانگ در حال تمرین تیراندازیه که یون تابال میبیندش و میگه فقط هه موسو بود که به این خوبی تیر اندازی میکرد ، جومانگ میکه اون استاد من بوده، و یون تابال جریان تولد سوسونو و محافظت هه موسو را واسش میگه

خلاصه قسمت چهاردهم سریال افسانه جومونگ
جلسه ای با حضور خود جومانگ تشکیل میشه و یون تابال میگه اگه قرار باشه تو این جا کار کنی بقیه کارگرها سختشونه که بخوان با یه پرنس کار کنن و بعد از خواستن کمی وقت از جومانگ ، باهم مشورت میکنن...جومانگ

خوب دوستان امروز براتون خلاصه قسمت سیزدهم را براتون گذاشتم
شاه كه به هواي جومانگ قصر را ترك كرده ناغافل همون جا مي رسه و جومانگ را در حال رزم مي بينه.
جومانگ رزم نمايي مي كنه و اونا را تار و مار مي كنه و شاه حال مي كنه.

استاد شاگردش را در تیر اندازی رگباری راهنمایی می کند و خود به او تمام فنون را یاد می دهد. انگار هه مو سو می داند که امروز اخرین روز تمرین است.

خلاصه قسمت یازدهم
هه موسو و جومانگ قبل از رسيدن به محل ملاقات مورد هجوم و حمله افراد نخست وزير قرار مي گيرند ولي موفق مي شوند خيلي از اونها را بكشند و در برن
هه موسو كه با حمله مواجه مي شه با خودش فكر مي كنه كه تمام اين 20 سال گيوم وا بوده كه اونو زنداني كرده و حالا هم مي خواسته اونو بكشه



وزیر بو که فهمیده حمله به زندان کار کی بود به یومی یول میگه اگه بگیم کاری کی بود ممکنه باز قضیه هئ موسو لو بره اگه نگیم من بدبخت میشم حالا باید چه خاکی توی سرم کنم که یومی یول میگه بزار من برام با شاه حرف بزنم




.jpg)
جومونگ - سریال افسانه جومونگ - افسانه جومونگ - خرید سریال افسانه جومونگ - جومانگ - Jumong - سريال جومونگ

جومونگ - افسانه جومونگ - سریال افسانه جومونگ

![]()

جومونگ - افسانه جومونگ - سریال افسانه جومونگ
خلاصه قسمت هشتم سریال افسانه جومونگ
خلاصه قسمت هشتم سریال جومونگ رو براتون گذاشتم از دیدن سریال لذت ببرید
کارگزار يون تابال خبر مي ياره كه طي مذاكراتي كه با دوچي داشتم اون گفته خود يون تابال بايد بياد و به دست و پاي من بيفته و كارهايي كه مي گم انجام بده والا دخترش را مي كشم.
